سردرد ناشی از مشکلات چشمی

به استثنای میاستی گراو و افتالموپلژیای خارجی پیشرونده، افتالموپلژی می تواند موجب دردهای یک طرفه اوربیتوفرونتال شود. دلایل احتمالی بسیار گسترده است و شامل آسیب های ایجاد شده از مغز میانی (میدبرین) تا اوربیت می شود.

علائم


سودوتومور اوربیت و سندرم تولساهانت که از جمله اختلالات التهابی با اتیولوژی ناشناخته می باشند دارای مشخصات مشابهی هستند. سودوتومور اوربیت ممکن است به طور منتشر یا لوکالیزه در عضلات خارج چشمی، اسکلرا یا غده ترشحی لاکریمال ایجاد شود و موجب نوروپاتی چشمی یا یوئیت شود. بر خلاف سندرم تولساهانت، علائم چشمی اغلب در سودوتومور اوربیت ایجاد می شود که شامل تورم یک طرفه پلک چشم یا پتوز، برآمدگی و برجستگی کره چشم و توده های اوربیت قابل رویت و قابل لمس می باشد. سندرم تولساهانت نوعی التهاب عود کننده گرانولوماتوز در سینوس کاورنوس و شکاف اربیتالی فوقانی است. اعصاب کرانیال اپتیک، اکولوموتور، تروکله آر و ابدوسنت و عصب تری ژمینال همان سمت ممکن است به طور منفرد و یا در ترکیب با همدیگر درگیر شوند. مردمک چشم ممکن است متسع شود و یا واکنش به نور تأخیری و کند داشته باشد. درد در هر دو حالت، در سمت مبتلا و در مسیر اربیت، ابرو، پیشانی و یا مستقیماً در چشم یا زیر آن بسیار شدید ظاهر می شود. درد ناشی از سندرم تولساهانت ممکن است به نواحی هم سمت پیشانی، تمپورال یا اکسی پیتال پخش شود. هر دو حالت به درمان با کورتیکواستروئیدها پاسخ می دهند.

تشخیص


تشخیص هر دو مورد با رد سایر علل و با استفاده از تصاویر سی تی اسکن و ام آر آی مغز و اوربیت صورت می گیرد. سودوتومور اوربیت ممکن است با ارتشاح التهاب در چربی پشت بولب، بزرگ شدن عضلات بیرون چشم، ضخیم شدن غلاف عصب بینایی و پروپتوز نشان داده شود. بررسی تصاویر در سندرم تولساهانت ممکن است ارتشاح بافت نرم در رأس حفره اوربیت یا سینوس کاورنوس را بدون تغییرات استخوانی نشان دهد.

اختلالات افتالمولوژیکی


بروز عیوب انکساری، عدم تعادل و هماهنگی عضلات بیرون از چشم و دوبینی جدید می تواند موجب سردردهای تنشی شود. با این وجود ندرتاً چشم مسئول سردردهایی محدود به چشم و اربیت و بدون علائم واضح چشمی مانند قرمز شدن چشم یا علائمی همچون کاهش دید و یا سابقه ای از ترومای به چشم می باشد. موارد استثنایی علل سردرد و درد یک کره چشم در چشمی به ظاهر سالم، به صورت علامتی منفرد عبارتند از: نوریت عصب اپتیک که در آن درد در حرکت چشم زودتر از نقص بینایی بوجود می آید، 30 دقیقه اول حمله گلوکوم حاد زاویه بسته که در آن چشم ممکن است قبل از تار شدن قرنیه، دردناک باشد و آسیب ببیند، گلوکوم زاویه بسته تحت حاد، اسکلریت خلفی، یوئیت، بیماری های قرنیه، تومورهای درون اوربیت و یا درون چشم و میوزیت.

علائم


احساس درد چشم یا پشت چشم یا ابرو، در 77 درصد از مواردیکه دچار نوریت اپتیک هستند می تواند قبل از کاهش بینایی بوجود آید. این درد می تواند در زمان استراحت، با حرکت اختیاری و با فشار بر روی کره چشم ایجاد شود. حرکت دادن چشم موجب تشدید درد می شود که این امر به دلیل کشش عضلات رکتوس فوقانی و میانی روی غلاف عصب بینایی در رأس اربیت است. گلوکوم زاویه بسته حاد با شروع درد شدید و سریع در ناحیه اوربیت و پیشانی، حالت تهوع، استفراغ، فوتوفوبیا، هاله های بینایی و از دست دادن بینایی همراه است. کاهش سطح هوشیاری نیز ممکن است بوجود آید. آزمایشات نشان می دهد که قرمز شدن چشم، تیرگی قرنیه، مردمک متسع یا نیمه متسع بدون پاسخ به نور و افزایش فشار درون چشم، در این موارد بوجود می آید. گلوکوم زاویه بسته مزمن نمی تواند دلیل سردرد یا قرمزی چشم باشد. از دست دادن بینایی به دلیل افزایش تدریجی فشار درون چشم در این موارد، تظاهر بالینی بیماری است.

گلوکوم زاویه بسته تحت حاد زیاد شایع نیست. حالت تهوع، استفراغ، تاری دید، دردهای صورت یا سردرد، 1 تا 4 ساعت طول می کشد و ممکن است در هر ساعت از شبانه روز اتفاق بیفتد. سردرد ممکن است در چشم یا بالای آن و یا در گیجگاه ایجاد شود. ظاهر چشم، معمولاً طبیعی است. اندازه فشار درون چشم در بین حملات بیماری طبیعی است. گونیوسکوپی (استفاده از منشور آینه ای بر روی سطح چشم) روش تشخیصی است که چسبندگی محیط قدامی، چسبندگی پاتولوژیک بین عنبیه و بافت شبکه ای ترابکولا که موجب مسدود شدن و بسته شدن حفره چشم و افزایش فشار درون چشم می شود را نشان می دهد. علائم گلوکوم زاویه بسته تحت حاد ممکن است اشتباه تشخیص داده شده و ممکن است با میگرن، سردردهای خوشه ای یا آرتریت تمپورال اشتباه شوند. علاوه بر گلوکوم حاد زاویه بسته دلایل زیادی وجود دارد که موجب قرمز شدن چشم می شود. دستگاه یووآل از بافت چشمی رنگدانه دار و بافت میانی چشم، عنبیه، اجسام مژگانی و کوروئید تشکیل شده است. حدود 50 درصد از بیماران دچار یوئیت، درگیری بخش قدامی عنبیه را به طور خالص دارند. تظاهرات حاد بیماری شامل دردهای چشمی، فوتوفوبیا، میوز و کاهش بینایی می باشد.

شروع تحت حاد بیماری اغلب بدون علامت است که دلایل آن شامل اختلالات رماتیسمی (مانند آرتریت پسوزیایس، سندرم رایتر، آرتریت مزمن جوانان)، سارکوئیدوز، ترومای متعاقب عمل جراحی، بیماری کاواساکی، سندرم بهجت، سیفلیس و ویروس هرپس هستند. حدود 50 درصد از بیماران دچار یوئیت، دارای درگیری قسمت خلفی، کوریوتینیت، همراه با التهاب اجسام مژگانی و کوروئید هستند. یوئیت خلفی نسبت به قدامی به احتمال زیاد تری می تواند موجب از دست دادن و کاهش بینایی و ایجاد نقاط کور در میدان بینایی (اسکوتوم) و مگس پران شود. توکسوپلاسموز شایع ترین دلیل است. عفونت های متعددی وجود دارد که موجب یوئیت کامل می شوند. پارس پلانیتیز با ام اس در ارتباط است. التهاب اسکلرا (اسکلریت) موجب ایجاد اختلال در رنگ اسکلرا، کره چشم حساس به لمس و تثبیت رگ های خونی ورودی به کره چشم می شود. دردهای شدید، نافذ و تیر کشنده به فک و پیشانی نیز معمولاً در این موارد ایجاد می شود.

حدود 50 درصد از موارد ایدیوپاتیک هستند و سایر علل شامل ویروس هرپس سیمپلکس، هرپس زوستر و بیماری های کلاژن واسکولار می باشند. اسکلریت خلفی، اختلال نادری است که معمولاً با درد، پروپتوز، پتوز، ادم پلک، و کاهش بینایی همراه است اما می تواند تنها با درد چشم خود را نشان دهد. اپی اسکلریت نسبت به اسکلریت حادتر ایجاد شده و با درد کمتری همراه است. سلولیت پره سپتال، پلکها و ساختارهای قدام به دیواره اربیت را درگیر می کند. سلولیت اربیت که عفونت بافت های خلفی سپتوم است می تواند موجب عفونت ملحتمه و کموزیس، پروپتوز همراه با محدودیت حرکات چشم و درد، و اختلال در عصب بینایی همراه با کاهش دقت دید و تشخیص رنگ و اختلال در عملکرد مردمک چشم شود.

چشم درد (افتالمودینیا)

بیش از 60 درصد از بیماران مبتلا به افتالمودینیا (دردهای یکطرفه، گذرا، خوش خیم، و ناگهانی و شبیه به فرو رفتن سیخ در چشم) دچار میگرن نیز می باشند. دردهای مشابه نیز در سردردهای خوشه ای و آرتریت تمپورال اتفاق می افتد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *